آج
صفحات وبلاگ
نویسنده: علی علی اکبری - شنبه ۱ بهمن ،۱۳٩٠

یا محسن

ای چشم گریان از غم فراق بهترین بنده و شایسته‌ترین خلق نزد تو، ای در حزن نشسته برای رفتن خُلق عظیم به سوی خالق. ای دل غمبار از عروج مهربان‌ترین خلق به خلق از خاک به افلاک.

دمی غصه و غم از رحلت والاترین نبی و آخرین نبی اعظم حضرت محمد مصطفی (ص) به سوی خالق خویش. پیامبری که برای امت رحمت بود و برکت.

پس رحلت جانگدازش تسلیت باد

و تسلیتی مضاعف برای شهادت سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام و سلاله پاکش حضرت امام رضا علیه السلام.

در آستانه سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمدبن عبدالله(ص) و شهادت امامان بزرگوارمان حضرت امام حسن مجتبی(ع) و حضرت امام رضا(ع) و در ایامی که دل ها از فراق ، داغدار و چشم ها به ماتم اشکبار است، سروده ای در وصف رسول خدا(ص)

مگر یتیم نبودی خدا پناهت داد
خدا که در حرم امن خویش راهت داد
هجوم جهل و خرافه، هجوم تاریکی
خدا پناه در آن دوره سیاهت داد
خدا، خدا و خدا، آن خدای بی مانند
همان که عصمت پرهیز از گناهت داد
همان که جان نجیب تو را مراقب بود
همان که سینه خالی زاشتباهت داد
توان و توشه به پایان رسیده بود، ولی
خدا رسید به فریاد و زاد راهت داد
بگو که نعمت پروردگار پنهان نیست
خدا که دست تو را خواند و دستگاهت داد
خدا که چشم تو را با نماز روشن کرد
خداکه فرصت تشخیص راه و چاهت داد
چقدر واقعه آسمانی و شفاف
خدا به یمن دعاهای صبحگاهت داد
خدا که عاقبتی خیر و خوش عطایت کرد
خدا که آینه را نور با نگاهت داد
قسم به روز، که خورشید شمع خانه توست
قسم به شب که خدا برتری به ماهت داد
خدا که اشک تو را جلوه گهر بخشید
خدا که شعله روشن به جای آهت داد
خدا که جان تو را از الهه ها پیراست
خدا که غلغله قول لااله ات داد
یتیم آمده ام، مانده ام، پناهم ده
مگر یتیم نبودی خدا پناهت داد

گوهر صلوات

چراغ هدایت گری بشر، همواره روشن است؛ چنان که نام پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله جاوید است. روزهای مقدس خدا، یادواره هایی از فضایل‌ند و امروز، رنگ و بوی صلوات گرفته ایم. امروز در فضایی آکنده از بغض و غزل گریه، دل را قرین عطر صلوات می کنیم و در غمِ گل های محمدی شریک می شویم. انگیزه ای فراهم شده تا با ارج نهادن به تلاش های بی وقفه حبیب خدا، از خوان پر کرامت صلوات بهره مند شویم. فرصتی مهیا شده تا پس از بررسی «معنای این ذکر شریف» و «چگونگی درود عرشیان و فرشیان»، و نیز بررسی «صلوات در قرآن کریم» و «نماز»، به مساحت معنوی این ذکر کوتاه بیشتر پی ببریم. از جمله بدانیم: «صلوات گناهان را از میان می برد»، «وسیله برآمده شدن حاجات است»، «فقرزدایی می کند»، «باعث استجابت دعا می شود»، «نقش مهمی در قیامت و در سنجش اعمال دارد» و «در محو شدن گناهان مؤثر است».

با هم به سمت دشت اشراق صلوات گام برمی داریم:

اللهم صل علی محمد و آل محمد

در حزن بی شمار

مسجدالنبی در تراکم سوگ واژه های وداع، غمگنانه ترین تصویر امروز است. صلوات و محراب و منبر، در جامه اشکند و مهرانگیزترین خانه وحی، در حزن بی شمار. صحیفه های رسولان پیشین، در محضر شریف قرآن با دسته گل های تسلی نشسته اند. سرتاسر امروز، دریای تیره ماتم است. بوی شرجی عزا، سرزمین شعرهای آیین را فرا گرفته است.

28 صفر، پای هموارترین بیان ها را نیز به تیغستان اندوه کشانده است. تاریخ که روزگاری هجرت طربناک پیامبر را تا مدینه عاشق دیده بود، اینک این هجرت غمبار را چگونه روایت کند؟ دستی کو تا غبار تلخ مرثیه را بزداید؟ همه هستی مصیبت زده اند. با کوچ زبده وجود، گرداگرد دین برگزیده، شیون هایی از تبار غروب است و ماتم سرایی. نگاه کن کنار رسالت سبزی که بر دوش قلم نهاده شده، داغ بیست و هشتم صفر را.

معنای صلوات

صلوات در اصل به معنای دعاست و نماز را به دلیل دربرداشتن دعا، «صلاة» می گویند. در عرف، صلاة را بر دو چیز اطلاق می کنند: یکی «درود»، که دعایی خاص است و دیگری «نماز» که عبادتی مخصوص است.

گفته اند حقیقت دعا آن است که بنده با تمام اعضا خدا را بخواند. درود دهنده نیز باید گاه فرستادن صلوات، دلش با زبان موافق باشد و این الفاظ کوتاه و روشن را با تأمّل و توجه جان، همراهی کند.

پژوهش بیشتر در ترجمان صلاة، ما را به احتمال های دیگری در این زمینه رهنمون می‌سازد: گروهی صلاة را از «صله» دانسته اند و بر این عقیده اند که نمازگزار حقیقی آن است که در حال نماز، از خلق منفصل و به خالق متصل گردد، و درود دهنده کامل نیز آن است که از آثار بدعت، منقطع و به انوار سنت متصل شده باشد. دسته دیگر، ریشه صلاة را «تصلیه» می دانند که به معنای پیروی است. بر این اساس، نمازگزار، پیرو شارع در امر او و درود دهنده، تابع پروردگار و فرشتگان خواهد بود، به فرموده آیه شریف: «إِنَّ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ». (احزاب: 56)

صلوات در قرآن کریم

قرآن مجید در آیات فراوانی، از آخرین سفیر الهی و این شخصیت پرفروغ عالم هستی، به شکل های گوناگون سخن گفته و چهره مقدس و ملکوتی اش را به تصویر کشیده است. گاه نام مقدسش را با تعظیم یاد می کند. زمانی اطاعت از او را اطاعت از پروردگار و نافرمانی او را نافرمانی خدا برمی شمارد. گاهی به وجود پربرکتش سوگند یاد می کند و وقتی دیگر به دفاع از او برمی خیزد.

خدای کریم افزون بر بیان اوصاف پیامبراعظم صلی الله علیه و آله در قرآن مجید، احترام به آن حضرت را یکی از واجبات مسلمانان برشمرده و در آیاتی، همگان را به این امر مهم و وظیفه شرعی فراخوانده است. از جمله مصداق های آشکار احترام پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله ، مسئله صلوات است. جالب اینکه پروردگار پیش از آنکه چنین دستوری را صادر کند، نخست خود و فرشتگانش برای پیامبر، صلوات می فرستند و سپس می فرماید: «ای مؤمنان! شما نیز به دلیل ادای احترام و رعایت حقوق رسول خدا صلی الله علیه و آله بر او صلوات و درود بفرستید». (احزاب: 56)

پیوند صلوات و نماز

در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام آمده است: «از حقوق نماز این است که پس از نماز، با اعتقاد به اینکه پیامبر و آلش بهترین انتخاب شدگان هستند، بر آنها صلوات بفرستی».

از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است: «روزه با دادن زکات فطره تمام می شود، همان طور که نماز با صلوات بر محمد و آلش به پایان می رسد. کسی که روزه بگیرد و عمدا زکات فطره ندهد، روزه اش، روزه نیست، همان گونه که اگر کسی نماز بخواند و عمدا صلوات بر محمد و آلش را ترک کند، نمازش، نماز واقعی نخواهد بود».

صلوات، برطرف کننده نیاز

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می فرماید: «صلوات فرستادن شما بر من، باعث روا شدن نیازهایتان است. در این صورت، خدا را از شما راضی می گرداند و اعمالتان را پاکیزه می کند.»

امام صادق علیه السلام روش خواستن حاجت را این گونه شرح می دهد: «هرگاه اراده کردید چیزی از نیازمندی های دنیا را از خداوند سبحان بخواهید، ابتدا باید خدا را بستایید و سپس بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید. آن گاه حاجت خود را از خداوند کریم درخواست کنید.»

نیز از آن حضرت است که: مردی وارد مسجد شد و پس از به جا آوردن نماز، دست به سوی درگاه خدا بلند کرد و نیازهای خود را طلبید. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که در مسجد حضور داشت، با مشاهده این وضع فرمود: این بنده در خواسته خود از خدا تعجیل کرد. سپس شخص دیگری آمد و دو رکعت نماز گزارد و ثنای خدا را به جا آورد. آن گاه بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله صلوات فرستاد و خدمت حضرت رسید. رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: «دعایت در آستانه اجابت است».

برطرف شدن فقر با صلوات

فرستادن صلوات، توان گری می آورد و فقر را از انسان می زداید. گویند: فقیری در حال تنگ دستی پیامبر را در خواب دید. حضرت به او فرمود: اگر می خواهی بی نیاز شوی و خداوند برای تو از آسمان روزی برساند، بر من صلوات بفرست. پس از این خواب، آن مرد شروع به فرستادن صلوات کرد. چند روزی نگذشته بود که در راه عبور از خرابه ای، پایش به خشتی خورد و هنگامی که خشت کنار رفت، ناگهان چشمش به گنجی از طلا افتاد، ولی با خود گفت: پیامبر فرموده که خدا از آسمان برایم روزی خواهد فرستاد. از این رو، به آن دست نَزَد و به خانه رفت. در خانه جریان را برای همسرش تعریف می کرد که به طور اتفاقی مرد یهودی ای که همسایه آنها بود، صدای او را از پشت بام شنید و از محل گنج آگاه شد. یهودی، غلام خود را صدا کرد و سراغ گنج رفتند. وقتی به آن محل رسیدند، به غیر از چند مار و عقرب چیزی دیگر ندیدند. یهودی مار و عقرب ها را جمع کرد و به قصد انتقام از دروغ پردازی آن مردم مسلمان، آنها را به خانه آورد و از سوراخ پشت بام به خانه مرد مسلمان ریخت. همه مار و عقرب ها دوباره به طلا تبدیل شدند و آن مرد فقیر مسلمان به آرزوی خود رسید و خدا از آسمان برایش روزی فرستاد. یهودی از شدت شگفتی فریاد زد: این چه سرّی است که کوزه پیش من پر از مار و عقرب بود و نزد شما پر از دینار؟ آن مرد مسلمان گفت: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به من فرمود: اگر می‌خواهی بی نیاز شوی، بر من صلوات بفرست. در این هنگام مرد یهودی اسلام آورد و مسلمان شد.

اگر از آفت دوران شکسته حال شوی

امان طلب ز جناب مقدس نبوی

و گر سهام حوادث تو را نشانه کند

پناه بر به حصار درود مصطفوی

استجابت دعا با صلوات

دعا برای رسیدن به مرحله استجابت، نیازمند صلوات است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «هر کس، اگر حاجتی داشته باشد، باید اول بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد، سپس حاجت خود را بخواهد و در پایان دعا نیز صلوات بفرستد؛ زیرا حق تعالی، کریم تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسط دعا را نپذیرد.

صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله ، حجاب ها را برطرف می کند.» بیان دیگر ایشان چنین بر جان ها می نشیند: «همیشه میان دعا و مستجاب شدنش، حجابی می آید و مانع می شود، و تا بر محمد صلی الله علیه و آله صلوات فرستاده نشود، آن حجاب برطرف نمی گردد».

بی بدرقه درود او هیچ دعا

البته به منزل اجابت نرسد

صلوات، مهریه حوّا بوده است. در أمالی شیخ صدوق آمده است که حضرت آدم علیه السلام ده بار بر پیامبر صلوات فرستاد تا خداوند حوا را به ازدواج او درآورد.

ارتباط پیامبران پیشین با صلوات

امام هادی علیه السلام به عبدالعظیم حسنی فرمود: حق تعالی ابراهیم را خلیل خود گردانید به دلیل آنکه بسیار بر محمد و آل او صلوات می فرستاد.

خداوند به موسی علیه السلام وحی کرد: ای موسی! آیا می خواهی من به تو، از کلامت به تو، از نگاهت به چشم تو، از روحت به بدن تو و از اندیشه ات به دل تو نزدیک تر باشم؟ موسی علیه السلام عرض کرد: آری. خطاب رسید: اکنون که جویای این سعادت هستی، بر حبیب من، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله صلوات بفرست؛ زیرا صلوات بر او، رحمت و نور است.

صلوات و رنج شیطان

روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از راهی عبور می کرد. شیطان را دید که خیلی ضعیف و لاغر شده است. از او پرسید: چرا به این روز افتاده ای؟ گفت: ای رسول خدا! از دست امت تو رنج می برم. پیامبر فرمود: مگر امت من با تو چه کرده اند؟ گفت: امت شما شش ویژگی دارند که من طاقت دیدن آنها را ندارم:

1) آنکه هر وقت به هم می رسند، سلام می کنند.

2)اینکه با هم مصافحه می کنند.

3)آنکه هر کاری می خواهند انجام دهند، ان شاءالله می گویند.

4) از گناهان استغفار می کنند.

5)تا نام شما را می شنوند، صلوات می فرستند.

6)ابتدای هر کار بسم الله الرحمن الرحیم می گویند.

در بخش آغازینِ روایتی می خوانیم: «فردای قیامت در ترازوی عدل الهی، چیزی سنگین تر از ذکر صلوات بر محمدو آل محمد صلی الله علیه و آله نیست».

حِرز امان چیست؟ نعت و نام محمد صلی الله علیه و آله

صلّ عَلی سیّدالأنام محمد صلی الله علیه و آله

در تاریخ آمده است: زنی، پسر نابینا و ناشنوایی داشت. روزی خدمت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله رسید و درخواست کرد بچه او را شفا دهد. حضرت فرمود: ای زن! اگر می خواهی شفا یابد، بر من صلوات بفرست. آن زن برخاست و در مسیر خانه، هر گامی برمی داشت، یک صلوات می فرستاد. هنگامی که به خانه رسید، فرزند خود را سالم دید. پس خدمت پیامبر بازگشت و موضوع شفا یافتن فرزندش را به آن حضرت عرض کرد. حاضران در مجلس، شادمان گشتند. آن گاه جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند می فرماید: همان گونه که او را به برکت صلوات شفا دادم، در روز قیامت، گناهان امت تو را نیز به برکت صلوات می آمرزم.

سر خیل رُسُل، شافع روز عَرَصاتب نمود به امت از کَرَم راه نجات فرمود خدا جمله گناهش بخشدهر کس که برای من فرستد صلوات.

صلوات، موجب حصول رضای خداست: تمجید و پرداختن به مدح کسی، موجب خرسندیِ دوست او می شود. از این رو، یاد کردن حبیب خدا با صلوات ـ که نشانه تعظیم است موجب خشنودیِ حق تعالی است.

صلوات، موجب اثبات محبت بنده به خداست: زیرا نشانه دوستی کسی، دوستی با دوست او نیز هست و چون حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله ، حبیب پروردگار است، پس دوستی با آن حضرت، نشانِ دوستی با خداوند متعالی است.

صلوات، موجب حیات دل است: مؤمن راستین، همواره گوش به فرمان قادر متعالی گام برمی دارد. صلوات، فرمان خداست و مؤمن با فرستادن صلوات، امر الهی را اطاعت می کند. حیات دل، چیزی جز این نیست که انسان در مسیر ایمان، مطیع فرمان باشد.

صلوات، موجب هدایت دل است: هر عملی، اثری در دل پدید می آورد. بدیهی است هر چه آن عمل به تکرار بینجامد، میزان اثرگذاری اش بر دل بیشتر است. تکرار و مداومت درود نبوی ـ به شرط توجه روحانیت خاتم رسولان ـ موجب بروز آثار محبت رسول خدا صلی الله علیه و آله در دل هاست که در پی این معنا، زوایای باطنی با نور هدایت آشنا می شود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :

بهترین اعمال در آخرت سه چیز است:

الف)صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله

ب) آب رسانی به تشنه ها

ج) دوستی علی بن ابی طالب علیه السلام.

برخی از فرشتگان در شب معراج به پیامبر گفتند: ما منتظریم تا شخصی از امت شما صلوات بفرستد و ما برای او قصری بسازیم.

عبدالسلام بن نعیم گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من داخل کعبه شدم و دعایی به خاطرم نیامد به جز صلوات بر محمد صلی الله علیه و آله . امام فرمود: آگاه باش کسی از خانه خدا مانند تو در فضیلت و ثواب، بیرون نیامده است.

نویسنده: علی علی اکبری - چهارشنبه ٢۸ دی ،۱۳٩٠

 یا حق الیقین

ابوسعید دوعری را حضرت علی علیه السلام بعنوان قاضی، صبح نصب و ظهر عزل می‌کند.

ابوسعید به حضرت عرضه می‌دارد که آیا من خیانتی کرده‌ام؟!

حضرت می‌فرمایند خیر، خیانتی نکردی، خلافی هم مرتکب نشدی، و لیکن به من خبر دادند صدایت بلندتر از صدای متهم است.!!خشکسالی

این داستان را وقتی شما قیاس کنید با آنچه که امروزه در جهان می‌گذرد و همین ولایت خودمان شاید شاخ در بی‌آورید

شاید تن‌تان بلرزد

شاید دود از کله‌تان تنوره بکشد

شاید آه از نهادتان خارج کند

شاید هم اعتنایی نکنید، شاید بی‌خیال باشد و هزاران شاید دیگر.

شاید در قضیه اثبات نمی‌خواهد نوشته قبل‌تر حقیر در مورد قضاوت و قاضی و عواقب داوری مطلبی بیان شد

در آنجا گفتیم از زبان امام صادق(ع) که خشکسالی ها رخ می‌نماید! وقتی قاضی حکم ظالمانه می‌دهد

حالا که ماشاءالله دنیا از ظلم و بیداد لبریز است! و شورای امنیت در برابر ظلم جیک‌اش در نمی‌آید

سازمان دول(ملل سابق) و دیگر سازمانها هم که برای جنایات بشری به خواب مرگ چپیده‌اند

حالا از اینها بگذریم....

 برای شاهد دعوایی چند سال قبل وارد دادگاه و اتاق قاضی مربوطه شدیم

روی میز چند کتاب قطور چشمانمان را نوازش می‌داد؛

حقوق جزایی؛حقوق اشخاص...؛ حقوق کیفری؛ قوانین خانواده ، قوانین ثبت و....

و شاید متاسفانه یک جلد کلام‌الله مجید هم بود

ای کاش بجای همه اینها همین بیان امام علی علیه‌السلام از نهج‌البلاغه را روی دیوار روبروی او آویزان یا نصب می‌کردند!

قاضی نه اینکه از متهم صدایش بیشتر بود یعنی برای او صدا بلند می‌کرد بلکه ما شاهدین بی‌چاره هم از این لطف قاضی بی‌نصیب نبودیم!

از آن بالاها نگاه می‌کرد و گردن کلفتی می‌کرد و بردباری نداشت!

یکی از شاهدین که یک معلم پیشکسوت بود به قاضی بسیار جوان گفت: وای بر من با  تربیت چنین شاگردی(منظورش بی تربیت و ناداور بودن قاضی بود)

چرا عزیزم خیال می‌کنی که ما اینجا نشسته‌ایم و چیزی نمی‌فهمیم

سرما داد بزنی و....

کار نداریم امروز بنظر می‌آید هرکس فقط سواد حقوق داشت برای داوری کافیه

یا شاید قاضی شدن همین دانستن حقوق است(همان کتب قطوری که روی میز تل‌انبار بود)

داشتن صبر و حوصله و احترام به اشخاص و...تعادل روحی و جسمی نکاتی است که بنظر می‌‌آید فراموش شده‌اند و......

آفتی که باید فکری برایش کرد.

آنوقت آیا هنوز ما برای خشکسالی اثبات می‌خواهیم.

نویسنده: علی علی اکبری - دوشنبه ٢٦ دی ،۱۳٩٠

بسم الرحمن الرحیم

وَهُوَ الَّذِى یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُواْ وَیَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِىُّ الْحَمِیدُ
 وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَوَاتِ وَالْارضِ وَمَا بَثَّ فِیهِمَا مِن دَآبَّةٍ وَ هُوَ عَلَى‏ جَمْعِهِمْ إِذَا یَشَآءُ قَدِیرٌ

شورا28و29

و اوست که پس از نا امیدى مردم باران می‌فرستد و رحمت خویش را گسترش می‌‏دهد و اوست سَرور ستوده.
 و از نشانه‌‏هاى قدرت او آفرینش آسمان‏ها و زمین است و جنبندگانى که در آن دو پراکنده‌‏اند و او هرگاه بخواهد بر گردآورى آنها تواناست.

 

شاید موقعیت پیش آمده در استان کرمان از نظر کم بارانی در سال جاری کم سابقه باشد اما برای مردم شهرستان انار که چندین سال است که با بارانی کمتر از50میلیمتر روبرو هستند نا امید کننده‌تر باشد. در همین احوالات بودم که به این آیه برخوردم و بسیار امیدوار شدم چون دیده می‌شود اگر انسان در آستانه ناامیدی قرار گیرد خداوند درهای رحمت خود را بر روی او می‌گشاید. ما هم به امید همین کلام خداوند در ناامیدی خود امیدوار شدیم که حتماً در وقت مناسب باران رحمت نازل خواهد شد.انشا‌ءالله


نویسنده: علی علی اکبری - دوشنبه ۱٩ دی ،۱۳٩٠

هوالحق

امام جعفر صادق علیه السلام:

عفو و گذشت زکات پیروزی است.

رفتار برادر ایمانی خود(نه دشمن) را به بهترین وجه تفسیر و برداشت کن!

اگر باطن آدمی اصلاح شود، رفتارش محکم و دلچسب خواهد بود.

هرکس از شما به بلایی مبتلا شود و صبر کند، اجرش مثل هزار شهید است.

سعی کردن در برآورده کردن حاجات مومنین بهتر است از هفتاد مرتبه طواف خانه خدا.

دل حرم خداست در حرم، غیر خدا را منشان.

انسان عارف، چهره باز و خندان و دلی حزین و ترسان دارد.

پشیمانی از گذشت، برتر از پشیمانی از کیفر دادن است.

دقت و تفکر در علوم،عقل را بارور می‌کند.

سخن 22 سخن21 سخن20 سخن19 سخن 18 سخن17 سخن16 سخن 15 سخن14 سخن 13 سخن١٢ سخن11 سخن10 سخن9 سخن٨ سخن ۷ سخن ۶ سخن۵ سخن۴ سخن٣ سخن۲ سخن1

نویسنده: علی علی اکبری - پنجشنبه ۱٥ دی ،۱۳٩٠

یا رب العالمین

این  نوشته تکمیلی نوشته  مطابقت سال قمری و شمسی است که از سایت باشگاه جام نقل شده است

مقدمه

یکی از مسائل بحث برانگیر و مورد تحقیق بسیاری از افراد (خصوصا مسلمانان ) ، مسئلة انطباق تاریخهای قمری و شمسی بر یکدیگر است. زیرا تاریخچة وقایع تاریخی اسلام بر مبنای تقویم قمری بیان شده و در بعضی موارد برای ما شاید مهم است که بدانیم هر یک از این تاریخها بر چه تاریخ شمسی منطبق است؟ مثلا واقعة عاشورا در کدام فصل سال و به عبارت دقیق تر در کدام تاریخ شمسی روی داده است؟ بررسی این مسئل چند راه حل دارد که عبارتند از : روش بررسی تاریخی و روایتی ، روش محاسبات تقریبی، روش محاسبات دقیق نجومی و ... .
با توجه به اینکه در گذشته محاسبات مربوط به تقویم، خیلی دقیق نبوده است و روشهای محاسباتی و مشاهداتی برای تعیین روز اول و آخر ماه های قمری با روشهای کنونی تفاوت داشته است، روشهای محاسبات دقیق نجومی منجر به جوابهایی می شوند که از نظر انطباق بر تقویم های فعلی دقیق و بدون خطا می باشند . اما از نظر بررسی تاریخی و روایتی ممکن است اختلاف داشته باشد. این اختلاف یکی از لحاظ سندیت تاریخی و روایتی است و دیگری اختلاف روشهای تعیین تقویم در گذشته و حال است. لذا هر گونه اختلاف بین محاسبات دقیق بر اساس روشهای فعلی و بررسی های تاریخی و روایتی امری طبیعی است اما این اختلاف حدی دارد . از نظر بررسی های نجومی و اختلافات تقویم، حداکثر اختلاف نمی تواند از روز در نتایج محاسبات بیشتر باشد (3 روز برای اصلاح تقویم گریگوری در زمان صدر اسلام و 2 روز برای اصلاح تقویم قمری ناشی از هلالهای بحرانی که بعدا توضیح داده خواهند شد (
از طرفی تقویم هجری قمری بر مبنای رؤیت هلال پایه گذاری شده است. در نتیجه مشکلات زیادی برای محاسبة دقیق تبدیل قمری به شمسی وجود دارد. زیرا پریود و دورة زمانی دقیقی برای هلالهای ماه نو وجود ندارد. از طرفی در گذشته رؤیت هلال با چشم مسلح امکان پذیر نبوده است و با پیشرفت علم آنرا مبنای تعیین اول ماه قرار داده اند که خود اختلاف گذشته و حال را می رساند. در این مقاله ابتدا با انواع تقویم میلادی آشنا می شویم و سپس تقویم هجری قمری و در ادامه روش محاسبات تقریبی و روش محاسبات دقیق نجومی و نتایج حاصله از تبدیل قمری به شمسی بیان می شوند. در آخر بررسی مسائل تاریخی وروایتی از این موضوع نیز آمده است .


2. بررسی تقویم های میلادی

روز شماری و تقویم و نگهداری آن یکی از مسائل حساس برای بیان وقایع تاریخی بر حسب پارامتر زمان می باشد. یک تقویم دقیق باید بر اساس دورة تناوب حرکت زمین بدور خورشید صورت بگیرد تا گذشت زمان بر اساس یکی از وقایع طبیعی یعنی فصول بدون تغییر ثابت بماند. یعنی شروع فصل بهار همیشه شروع سال باشد . شروع فصل بهار با یک پدیدة نجومی روبروست. یعنی زمین به نقطه ای از مسیر خود می رسد که در آن نقطه طول شب و طول روز در تمام نفاط کرة زمین با هم برابر و برابر با 12 ساعت است. که به آن، نقطة اعتدال بهاری (یا وِرنال Vernal ) می گوییم .
پریود زمانی سال اعتدالی را 2422/365 روز خورشیدی تعیین کرده اند که محاسبات تقویم شمسی بر این اساس می باشد(که دقیق ترین تقویم موجود می باشد). اما در تقویم میلادی، در گذشته های دور از مقدار دقیق این پریود آگاهی وجود نداشت و باعث می شد اثرات نادیده گرفتن اعشار آن به عقب افتادگی بهار و یا جلو افتادگی آن منجر شود. یعنی در تقویم میلادی باید اول فروردین همواره 21 مارس اتفاق بیافتد. لذا انواع تقویم میلادی بوجود آمده است که اکنون یکی از تقویم¬های دقیق میلادی را در بدست آورده اند .

الف) تقویم اولیه : مصری های قدیم سال را 365 روز در نظر می گرفتند. در نتیجه هر 4 سال اول بهار (اول فروردین) یک روز زودتر از طبیعت، در تقویم اعلام می شد. یعنی بعد از 4 سال 22 مارس و بعد از 8 سال 23 مارس ، اول بهار اعلام می¬شده است .

ب) تقویم ژولین : 45 سال قبل از میلاد در زمان ژول سزار، برای رفع مشکل فوق قیصر روم به یکی از منجمین اسکندریه (سوسیژن) پیشنهاد کرد سال را 25/365 روز در نظر بگیرند. در نتجیه در هر چهار سال، سه سال 365 روز و یکسال 366 روز (سال کبیسه) در نظر گرفته می شد که اعمال یک روز سال کبیسه به ماه فوریه صورت گرفته و این نوع تقویم به تقویم ژولین معروف شده است. این تغییر هم خیلی دقیق نبود. زیرا سال به اندازة 0078/0 روز از سال واقعی بزرگتر بود. در نتیجه هر 128 سال، اول بهار (اول فروردین) یک روز دیرتر از طبیعت، در تقویم اعلام می شد. یعنی بعد از 128 سال 20 مارس و بعد از 256 سال 19 مارس اول بهار اعلام می شده است .

ج) تقویم گریگوری : در سال 1582 میلادی، اول فروردین برابر با 11 مارس قرار گرفت. در نتیجه برای رفع این مشکل اسقف اعظم گریگور (پاپ) سیزدهم، ده روز را از تقویم حذف کرد و قرار شد در هر 400 سال 97 سال کبیسة 366 روز و بقیه را سال معمولی در نظر بگیرند. یعنی طول سال را 2425/365 روز( ) در نظر گرفت. این تغییر هم خیلی دقیق نبود. زیرا به اندازة 0003/0 روز از سال واقعی بزرگتر بود. در نتیجه هر 3330 سال ( ) ، اول بهار (اول فروردین) یک روز دیرتر از طبیعت، در تقویم اعلام می شود. یعنی در سال 4900میلادی 20 مارس اول بهار خواهد بود. لذا از بعد از سال 1582 میلادی به بعد، برای تبدیل تاریخهای میلادی و شمسی به یکدیگر اختلافی پیش نمی آید. اما قبل از این تاریخ باید تصحیح زیر را حساب نمود و به تاریخ شمسی اضافه نمود(علامت کروشه برای محاسبة جزء صحیح می باشد) :


برای مثال این مقدار تصحیح در 11 مارس سال 1582 برابر با 10 روز خواهد بود . می دانیم که در حال حاضر، 11 مارس برابر با 20 اسفند است. از آنجایی که این تاریخ میلادی قبل از 21 مارس 1582 می باشد پس باید تصحیح را اعمال نمود. یعنی عدد 10 را با 20 اسفند جمع می کنیم و 1 فروردین بدست می آید . این مقدار تصحیح برای سال 680 میلادی (سال شهادت امام حسین (ع) ) برابر با 3 روز بدست می آید :


3. تقویم هجری قمری

همانطور که گفته شد تقویم هجری قمری بر مبنای رؤیت هلال پایه گذاری شده است. در نتیجه مشکلات زیادی برای محاسبة دقیق تقویم قمری وجود دارد. زیرا پریود دقیقی برای هلالهای ماه نو وجود ندارد. بطور متوسط هر ماه قمری 29 روز و12 ساعت و 44 دقیقه و 5/2 ثانیه طول می کشد (مقادیر واقعی می تواند کمتر یا بیشتر از این مقدار باشد که بستگی به مدار ماه و تأثیرات جاذبی و گرانشی زمین، خورشید و دیگر سیارات بر کره ماه دارد). در نتیجه با ضرب کردن این عدد در 12 ماه، یکسال قمری بطور متوسط 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه و 30 ثانیه بدست می آید (مقادیر واقعی سال قمری نیز می تواند کمتر یا بیشتر از این مقدار باشد) .

یعنی سال قمری بطور متوسط به اندازة 10 روز و 21 ساعت و 16 ثانیه از سال شمسی کوتاه تر است. مسلمین در زمان خلافت عمر مبدأ تاریخ قمری را روز اول محرم سالی که پیامبر اکرم (ص) به مدینه هجرت نمودند، قرار دادند. در تقویم قمری سال قمری را 354 روز در نظر گرفته و تقریبا هر سه سال آنرا 355 روز در نظر می گیرند که اعمال آن معمولاً در ماه ذیحجه ویا ماه های بحرانی صورت می گیرد. بدین ترتیب محاسبات نجومی نشان می دهد که در سالهای 2 ، 5 ، 7 ، 10 ، 13 ، 15 ، 21 ، 24 ، 29 قمری و ... ، سالهای کبیسة قمری 355 روزه اعمال شده است .

4. محاسبات تقریبی تبدیل قمری به شمسی

در سال 1381، اول فروردین برابر با 6 محرم 1423 بوده است. و اختلاف سال شمسی و قمری برابر با 42 سال می باشد. که در مواردی برای تبدیل سال شمسی به سال قمری و بالعکس می توان نوشت :

ویعنی بطور تقریبی هر 33 سال شمسی برابر با 34 سال قمری است. به عبارت دیگر هر 33 سال شمسی، محرم در فروردین ماه خواهد بود و شروع سال قمری و شمسی با هم خواهند بود. اکنون می توان سال شمسی را بر33 تقسیم کرده و سپس با سال شمسی جمع کنیم تا سال قمری بدست آید. ویا سال قمری را بر34 تقسیم کرده و از سال قمری کم کنیم تا سال شمسی بدست آید. برای مثال سال 61 قمری برابر با سال 59 شمسی بدست می آید .
برای تبدیل روز و ماه قمری به شمسی و بالعکس می توان بطور تقریبی تعداد روزهای گذشته شده از یک تاریخ قمری را تا تاریخ فعلی محاسبه نمود و با سال شمسی همان تاریخ مقایسه کرده و سپس بصورت رجوعی، میزان عقب افتادگی را محاسبه کرد. برای مثال در سال 1384، سه شنبه 11 بهمن برابر با اول محرم 1427 می باشد. بطور تقریبی اول محرم سال 61 قمری برابر با چه تاریخ شمسی است؟

تعداد سال گذشتة قمری برابر با سال می باشد. در نتیجه تعداد روز را محاسبه می کنیم :

یعنی 484065 روز بین دو تاریخ فاصله است(از اول محرم 61 تا اول محرم 1427). اکنون این عدد را بر سال شمسی تقسیم می کنیم :

و یا 1325 سال و 119 روز با تاریخ فعلی اختلاف دارد. پس 59=1325-1384 و باید 119 روز قبل از 11 بهمن را بدست آورد. 11 روز بهمن+ 30 روز دی + 30 روز آذر + 30 روز آبان + 18 روز مهر برابر با 119 روز می شود پس 12 اُم مهرماه برابر 1 محرم سال 61 محاسبه می شود. اکنون برای محاسبة روز هفته می توان تعداد روزها را بر هفت تقسیم نمود و اعشار آنرا در عدد هفت ضرب کرده و جواب را از شماره روز هفته در تاریخ معلوم کم می کنیم. در مثال فوق خواهیم داشت :

چون در تاریخ معلوم، 11 بهمن برابر با سه شنبه است، پس یک روز از آن کم می کنیم تا روز 12 مهر سال 59 بدست آید. یعنی روز 12 مهر سال 59، دوشنبه بوده است .

5. روش محاسبات دقیق نجومی برای تبدیل تاریخ قمری به تاریخ شمسی

در این روش با توجه به محاسبات معمول مدار ماه و در نظر گرفتن کلیة اثرات ممکن روی مدار ماه از جمله تأثیرات جاذبی و گرانشی سیارات و خورشید و زمین و اثرات حرکات پرسیشن و نوتیشن محور دورانی زمین، بطور دقیق می توان زمان عبور ماه را از صفحة شامل زمین و خورشید محاسبه نمود. که به این زمان، زمان مقارنة ماه و خورشید می گویند. روز اول ماه را می توان با در نظر گرفتن شرایط بحرانی هلال حداکثر تا دو روز بعد از این تاریخ در نظر گرفت (بر اساس بررسی مقدار پارامترهای رؤیت پذیری رؤیت هلال در زمان غروب خورشید یک محل ).
مقارنة ماه محرم سال 61 در تاریخ 28 سپتامبر سال 680 میلادی، ساعت 17 و 7 دقیقه بر حسب زمان محلی عربستان (مکه و مدینه) محاسبه می شود. با توجه به بحرانی بودن این هلال در عربستان، بر اساس اکثر معیارهای فعلی رؤیت هلال، احتمال رؤیت (با چشم غیر مسلح) در 29 سپتامبر در عربستان وجود داشته اما در عراق (کربلا) رؤیت هلال منتفی بوده است و رؤیت به 30 ام سپتامبر موکول می شود. در نتیجه اول اکتبر سال 680 میلادی برابر با اول محرم سال 61 هجری قمری در عراق است. اما برای تبدیل به تاریخ هجری شمسی، در حال حاضر اول اکتبر برابر با 9 مهر ماه است. قبلا بیان کردیم به لحاظ تصحیح گریگوری در تقویم میلادی در سالهای قبل از 1582 میلادی، باید در سال 680 میلادی 3 روز آنرا تصحیح کنیم. در نتیجه اول اکتبر 680 برابر با 12 مهرماه است نه 9 مهر ماه .
از طرفی روز ژولین، تعداد روزهای گذشته از مبدا تاریخ ژولین را نشان می دهد و از تقویم های دقیق محسوب می شود. اگر روز ژولین اول محرم 61 و روز ژولین اول محرم 1427 را پس از محاسبه از هم کم کنیم ، تعداد روزهای گذشته شده بین این دو تاریخ بدست می¬آید :


اکنون برای محاسبة روز هفته می توان تعداد روزها را بر هفت تقسیم نمود . اعشار آنرا در هفت ضرب کرده و جواب را از شماره روز هفته در تاریخ معلوم کم می کنیم. در مثال فوق خواهیم داشت :

چون در تاریخ معلوم 11 بهمن برابر با سه شنبه است، پس یک روز از سه شنبه کم می کنیم تا روز هفتة 12 مهر سال 59 ، دوشنبه بدست آید. به همین ترتیب، محاسبات مشابه انجام شده است که نتایج و خلاصة محاسبات را در جدول شمارة یک، جدول شمارة 2 و جدول شمارة 3 می بینید .

جدول شمارة 1 : مبدأ تاریخ هجری قمری، هجرت پیامبراکرم به مدینه و اول محرم سال 61

مطابقت با تقویم هجری شمسی زمان مقارنه ماه با خورشید

روز اول ماه قمری تاریخ شمسی روز هفته تاریخ میلادی زمان روز ژولین تاریخ میلادی

1 اول محرم سال اول قمری 14/7/622 9 و 31 دقیقه 7/1948439 16/7/622 28 تیر سال 1 دوشنبه
2
اول ربیع الاول سال اول 11/9/622 4 و 25 دقیقه 7/1948498 13/9/622 25 شهریور 1 دوشنبه
3
اول محرم سال 61 قمری 28/9/680 17 و 7 دقیقه 7/1969701 1/10/680 12 مهر 59 دوشنبه

جدول شمارة 2 : مطابقت وقایع تاریخی قمری اسلام قبل از واقعة عاشورا با تقویم شمسی
واقعة تاریخی تاریخ قمری روز ژولین تاریخ میلادی روز هفته تاریخ شمسی شمارة ماه
ازدواج امام علی وحضرت فاطمه 1 ذیحجه سال 2 7/1949118 25/5/624 جمعه 7 خرداد سال 3 16061 -
ولادت امام حسن (ع) 15 رمضان سال 3 7/1949397 28/2/625 پنجشنبه 12 اسفند 3 16052 -
ولادت امام حسین (ع) سوم شعبان سال 4 7/1949711 8/1/626 چهارشنبه 21 دی 4 16041 -
ولادت حضرت زینب (س) 5 جمادی الاول 5 7/1949978 2/10/626 پنجشنبه 13 مهر 5 16032 -
واقعة غدیرخم 18 ذیحجه سال 10 7/1951970 16/3/632 دوشنبه 28 اسفند 10 15965 -
رحلت پیامبر (ص) 28 صفر سال 11 7/1952040 25/5/632 دوشنبه 7 خرداد 11 15963 -
شهادت حضرت فاطمه (س) 13 جمادی الاول 11 7/1952113 6/8/632 پنجشنبه 18 مرداد 11 15960 -
شهادت حضرت فاطمه (س) 3 جمادی الثانی 11 7/1952130 25/8/632 یکشنبه 6 شهریور 11 15959 -
ولادت حضرت ابوالفضل 4 شعبان سال 26 7/1957508 15/5/647 سه شنبه 28 اردیبهشت26 15777 -
ولادت حضرت علی اکبر 11 شعبان سال 33 7/1959996 7/3/654 جمعه 19 اسفند 32 15693 -
ولادت امام سجاد (ع) 5 شعبان سال 38 7/1961761 5/1/659 شنبه 18 دی 37 15633 -
شهادت حضرت علی(ع) 21 رمضان سال 40 7/1962516 29/1/661 جمعه 12 بهمن 39 15608 -
شهادت امام حسن (ع) 28 صفر سال 50 7/1965859 26/3/670 سه شنبه 9 فروردین 49 15495 -
ولادت امام باقر (ع) 1 رجب سال 57 7/1968460 9/5/677 شنبه 22 اردیبهشت56 15406 -

همچنین محاسبات دقیق نجومی دیگر انجام شده است که پدیده های نجومی برای محرم سال 61 و در مکانی با مختصات شهر کربلا در زیر بدست آمده است :
-
در اول محرم سال 61 فاصلة زمین تا خورشید، دقیقا برابر با یک واحد نجومی بوده است (626/149 میلیون کیلومتر) و فاصلة کره ماه تا زمین در اوج خود یعنی 406000 کیلومتری قرار داشته است .
-
ساعت 15 و 15 دقیقة بعد از ظهر روز تاسوعا (نهم محرم سال 61)، ماه از آزیموت 112 درجه در کربلا با فاز 77 درصد روشنایی طلوع می کند(یعنی از حدود موقعیت اردوگاه عمر بن سعد و حوالی شط فرات نسبت به ناظری در خیمگاه امام حسین (ع) ماه طلوع می کند). و 55 دقیقه بامداد عاشورا با فاز 81 درصد روشنایی، غروب می کند و آسمان کربلا کاملا تیره و تار می گردد .
-
طلوع سیاره زهره در روز عاشورا (10 محرم سال61) 3 ساعت قبل از طلوع خورشید و دو ساعت بعد از غروب ماه در ساعت 3 بامداد اتفاق افتاده است .
-
خورشید ساعت 6 و 7 دقیقة صبح عاشورا از آزیموت 99 درجه (حدود شرق) در کربلا طلوع می کند. و در ساعت 17 و 30 دقیقه غروب آن در آزیموت 5/260 درجه (در پشت خیمگاه سوخته امام حسین ع) اتفاق می افتد .
-
ماه در ساعت 12 ظهر روز اول محرم سال 61 وارد صورت فلکی عقرب می شود. و ساعت 18 روز سوم محرم با ورود ماه به صورت فلکی قوس، از صورت فلکی عقرب خارج می شود. ماه از روز 6 تا 8 محرم در صورت فلکی جدی قرار دارد و سپس تا روز 12 اُم محرم در صورت فلکی دلو قرار گرفته است .
-
پدیدة نجومی بسیار مهمی که اتفاق می افتد در روز 6 محرم می باشد. در ساعت حدود 18 ماه از فاصلة کمتر از 1 درجة جنوب سیارات نپتون و مشتری (که کنار یکدیگر قرار دارند) عبور می کند .
-
در ابتدای رمضان سال 60 قمری خورشید می گیرد و در نیمة رمضان نیز ماه بطور کامل خسوف می کند .
-
در ابتدای ربیع الاول سال 61 قمری خورشید می گیرد و در نیمة ربیع الاول نیز ماه بطور کامل خسوف می کند .
-
بر اساس این محاسبات، امام حسین در روز چهار شنبه بدنیا آمده اند و در روز چهار شنبه به شهادت رسیده اند .

جدول شمارة 3 : مطابقت تاریخ قمری واقایع عاشورا با تقویم شمسی
واقعة تاریخی تاریخ قمری روز ژولین میلادی روز تاریخ شمسی شمارة ماه
مرگ معاویه 15 رجب 60 7/1969538 21/4/680 شنبه 4 اردیبهشت 59 15370 -
حرکت امام حسین به مکه 28 رجب 60 7/1969551 4/5/680 جمعه 17 اردیبهشت59 15370 -
ورود امام حسین به مکه 3 شعبان 60 7/1969555 8/5/680 سه شنبه 21 اردیبهشت59 15369 -
اعزام مسلم بن عقیل به کوفه 15 رمضان 60 7/1969596 18/6/680 دوشنبه 31 خرداد 59 15368 -
ورود مسلم بن عقیل به کوفه 5 شوال 60 7/1969616 8/7/680 یکشنبه 20 تیر 59 15367 -
حرکت امام حسین به کوفه 8 ذیحجه 60 7/1969678 8/9/680 شنبه 20 شهریور59 15365 -
شهادت مسلم بن عقیل 9 ذیحجه 60 7/1969679 9/9/680 یکشنبه 21 شهریور 59 15365 -
به دار زدن میثم تمار در کوفه 22 ذیحجه 60 7/1969692 22/9/680 شنبه 3 مهر 59 15365 -
شروع سال 61 قمری اول محرم سال 61 7/1969701 1/10/680 دوشنبه 12 مهر 59 15364 -
ورود امام حسین به کربلا 2 محرم61 7/1969702 2/10/680 سه شنبه 13 مهر 59 ""
ورود سپاه اِبن سعد به کربلا 3 محرم 61 7/1969703 3/10/680 چهارشنبه 14 مهر 59 ""
روز تاسوعا 9 محرم 61 7/1969709 9/10/680 سه شنبه 20 مهر 59 ""
عاشورا (شهادت امام حسین) 10 محرم 61 7/1969710 10/10/680 چهارشنبه 21 مهر 59 ""
ورود کاروان اسیران به کوفه 12 محرم 61 7/1969712 12/10/680 جمعه 23 مهر 59 ""
حرکت کاروان اسیران به شام 19 محرم61 7/1969719 19/10/680 جمعه 30 مهر 59 ""
ورود کاروان اسیران به شام 1 صفر سال 61 7/1969730 30/10/680 سه شنبه 11 آبان 59 15363 -
اربعین و روز ورود جابر به کربلا 20 صفر سال 61 7/1969749 18/11/680 یکشنبه 30 آبان 59 ""
وفات حضرت زینب در شام 15 رجب 62 7/1970247 31/3/682 دوشنبه 14 فروردین61 15346 -
قیام مختار ثقفی 14 ربیع الاخر 66 7/1971574 17/11/685 جمعه 29 آبان 64 15301 -

6. روش بررسی تاریخی و روایتی
با استفاده از نقل و قولها و روایتها و همچنین نتایج محاسبات دیگران نیز می توان به نتایج نسبی دست پیدا کرد. با توضیحی که در مقدمه آمده است، نتایج این روش بر تاریخهای محاسباتی منطبق نیستند و اختلاف دارند که امری است طبیعی. ما بعضی از این نکات را با ذکر منبع در زیر آورده ایم :

1.در کتاب ستارگان و کیهان نوردی (انتشارات دانشگاه تهران 1352) صفحة 158، اول محرم سالِ اول هجری قمری برابر با 18 ژوئن سال 622 میلادی بیان شده است که حدود یکماه عقب تر از محاسبات ما در این مقاله است (البته محاسباتی نشان می دهد که این تاریخ چندان صحیح نمی باشد). بر طبق این تاریخ اول محرم سال 61 برابر با اول سپتامبر 680 خواهد بود و عاشورا در روز دوشنبه 22 شهریور سال 59 شمسی محاسبه می شود .
2. در کتاب مشهد الحسین (چاپ شده در حلب سوریه) به نقل از دکتر آستانة اصل، عاشورا مصادف با 26 سپتامبر 681 برابر با 7 مهر ماه سال 60 شمسی در روز پنج شنبه یا جمعه اتفاق افتاده است. که محاسبات نشان می دهد این تاریخ بر 10 محرم سال 62 هجری منطبق تر است (البته برابر با روز شنبه 9 مهر 60 نه جمعه 7 مهرماه!) یعنی یکسال جلوتر از زمان واقعی در نظر گرفته شده است !
3. در کنکرة بررسی عبرتهای عاشورا ، مصادیق و ویژگی های خواص و عوام (دانشگاه تبریز 20 مهرماه 1377)، از سوی سرهنگ فرهنگی بیان شد که عاشورای سال 61 هجری قمری برابر با 22 مهرماه سال 59 هجری شمسی بوده است .
4. در کتاب حماسة حسینی (جلد اول صفحة 185) آمده است : عاشورای آنوقت ظاهرا اواخر خرداد بوده است. که با دلایل علمی این مقاله، این تاریخ رد می شود .
5. در کتاب لهوف علی قتلی الطفوف (صفحة 81) آمده است : حسین در روز سه شنبه سوم ذیحجه و به قولی روز چهار شنبه هشتم ذیحجه سال 60 هجری از مکه خارج شد. اگر ذیحجه 30 روزی باشد در نتیجه عاشورا پنجشنبه ویا دوشنبه خواهد بود(و گرنه اگر ذیحجه 29 روزه باشد، عاشورا چهارشنبه و یا یکشنبه است) .
6. در کتاب لهوف علی قتلی الطفوف (صفحة 85) امام حسین (ع) در روایتی به جنییان می گویند : شما در روز شنبه که عاشوراست نزد من بیائید .
7. در کتاب نفس المهموم (اثر شیخ عباس قمی) ترجمه علامه شعرانی (در پاورقی با توضیح مترجم) به نقل از حجت الاسلام سلطان زاده، عاشورا را اواسط مردادماه بیان کرده است .
8.  در کتاب منتهی الامال (اثر شیخ عباس قمی) صفحة 155، روز تاسوعا برابر با پنجشنبه 9 اُم محرم آمده است .
9. در کتاب منتهی الامال (اثر شیخ عباس قمی) صفحة 147، ورود امام حسین به مکه برابر با پنجشنبه 3 اُم شعبان سال شصت هجری قمری آمده است.در نتیجه عاشورا برابر با روز جمعه (ویا پنجشنبه در صورت 29 روزه بودن رمضان یا شوال سال 60) خواهد بود .
10. از نظر روز هفته بررسی های فوق نشان می دهند که تمام اخبار تاریخی نسبت به محاسبات نجومی سه روز جلوتر از محاسبات می باشند. که این احتمال می رود تصحیح گریکوری در روز هفته نیز تأثیر دارد .


7. نتیجه گیری

روشهای مختلف بکار رفته در این مقاله نشان می دهد که محرم سال 61 هجری قمری در تاریخ اول اکتبر سال 680 میلادی شروع می شود. و با دلایل کافی، انطباق این تاریخ با 12 مهر سال 59 هجری شمسی مطابقت دارد.. لذا عاشورا و تاسوعا برابر با 20 و 21 مهرماه خواهد بود. با مطالب بیان شده در قسمت مقدمه، این نتیجه نمی تواند اختلاف بیش از 5 روز را داشته باشد. درنتیجه با یک برآورد خوب می توان دریافت که عاشورا و تاسوعا در ابتدای فصل پائیز و در مهرماه اتفاق افتاده است .



-
منابع و مأخذ

- فرمولهای ستاره شناسی برای محاسبه ها: ترجمة محمود لایقی فیروزآبادی، انتشارات آستان قدس رضوی

1368

- تقویم قدس : انتشارات بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی

- ماهنامة نجوم شماره های 84 تا 90 انتشارات شرکت زروان

- لهوف علی قتلی الطفوف ترجمة دکتر عقیقی بخشایشی انتشارات دفتر نشر نوید اسلام قم 1381

- مشهد الحسین : دکتر آستانة اصل انتشارات حلب سوریه2002

- حماسة حسینی (جلد اول) : شهید مرتضی مطهری انتشارات صدرا 1381

- ستارگان و کیهان نوردی انتشارات دانشگاه تهران 1352

- معانی الاخبار شیخ صدوق : ترجمة عبد العلی محمدی شاهرودی انتشارات دارالکتب اسلامیه 1377

- نرم افزارهای نجومی Hp3planet ، HnSky و MoonCalculator6 و ...

- لوحهای فشردة منتهی الامال ، حلیه المتقین و مفاتیح الجنان از بخش رایانه ای فرهنگستان قرآن کریم

نویسنده: علی علی اکبری - یکشنبه ٤ دی ،۱۳٩٠

یا رحیم

آنقدر خشکی و کم بارانی بر استان کرمان غلبه نمود که قرار شد روز دوشنبه نماز باران در تمام شهرها و روستاها خوانده شود. در انار هم نماز باران روز دوشنبه 5 دی 1390 خوانده خواهد شد چون روز شنبه تا دوشنبه بهتر است که روزه گرفته شود و سپس دست بدعا برداریم متن زیر به همین مناسبت قلمی می‌گردد در ضمن نماز باران در امین شهر نیز در دشت خوانده هواهد شد امید که همه با شرکت در آن و با حالت تضرع و استغاثه و استغفار بدرگاه خداوند التماس نمایند و باران ببارد چون در سال جدید هیچ بارانی در شهرمان دیده نشده است با اینکه استانهای دیگر باران کافی بایده است.

خدایا تو رحیم و بخشنده هستیکاریکاتوری از حسین جنایی

خداوندا تو مهربانترینی برای همه

ایزدا تو سرشار از لطف و عنایت هستی برای همه بندگانت

ای رب العامین تو خالقی و بی نیاز از همه چیز

ای رحمت بی پایان

ای خالق بی همتا

از عزت دهنده هر معزی

ای ستار هر عیب

ای که هر جنبنده‌ای در جنبش‌اش تجلی از توست و هر ساکن در سکونش پیدای تو

وقتی که همه دستشان از کمک کوتاه شود آنوقت به کوچکی و حقارت خود واقف و به عظمت‌ات معترف

ما امروز آماده‌ایم که اعتراف کنیم به ناتوانیمان به نیازمان به نقصمان و به نداریمان

ما امروز آمده‌ایم که بگوییم بدکار هستیم و پر از خطا و گناه

ما امروز جمع شده‌ایم که بر بی شرمی خود در برابرت عذر بخواهیم

امروز تجمع می‌کنیم برای تمام غرورهای گذشته خود و بی‌اعتنایی‌هایمان بگوییم که بی‌تو نیستیم

بدون رحمت تو رگ حیاتمان بسته است

اگر نعمتهایت را نشمرده‌ایم برای اینکه در خودمان غرق شده بودیم

اگر مهربانیت نبود بارها در غلطیده و شکسته بودیم

هرچند که هنوز هستیم

ولی ملتمس درگاهیم

برای نیازی بزرگ آمده‌ایم

باز هم بی‌شرمی می‌کنی ولی خودت به عظمت‌ات ببخش که اگر نبخشی ناتوان از عذر آن هستیم

آنچه را که که کرده‌ایم خود می‌دانیم که جز خطا و سهو نبوده

و آنچه گفته‌ایم پر از بی‌مغزی و بی‌فکری بوده

امروز هم آماده‌ایم که بگویم توبه

نمی‌دانم چه بگویم ، این هم باید از مرحمت خودت باشد که استغفرالله بگویم

اما اگر نعمت زبان نباشد باز ناتوان از گفتن همین هم هستیم

می‌آیم بسویت ولی تو باید بخواهی و اراده کنی که ما ناتوان از همین آمدنیم

الهی به عظمت‌ات ما را ببخش

یا رب بر ما باز هم مهربانی نما

حق را چراغ راهمان قرار بده

از اشتباهات و خطاهای زیادمان بگذر

همانطور که از پیشینیان توبه کارمان درگذشتی

لطف خودت را شامل حال ما کن هرچند که ما لایق آن نیستیم

در جمع خود کودکان معصومی را آورده‌ایم که بگویم آنها از خطای ماست که  محروم شده‌اند بر گناه ما بی‌گناهان را محروم مکن و بخاطر بی‌گناهان از گناهان ما درگذر

ما حیواناتی را در دشت و صحرا می‌بینیم که از تشنگی بر ما لعنت می‌گویند حق با آنهاست به حق خودت تشنگی آنها را برای خطای ما ادامه نده

آن گناهانی که راه رحمت‌ات را مسدود و مانع بالا آمدن استغاثه ما شده است را ببخش که بخشنده‌تر از تو را سراغ نداریم و گداتر از خود کسی را سراغ

بحق پیامبرت(ص) و بحق خاندان او ما را شامل رحمت‌ات فرما

و به حق همه صالحان بر کوتاهی ما قلم عف بکش

تا نزول رحمت‌ات را شاهد باشیم آیا شود که چشمان گنه کارمان رحمت‌ بی انتهایت را ببیند این ندیدن هم تقصیر قلب‌مان است پس زیاهی آنرا با نور خودت برطرف کن

این بدکاران جمع شده بدرگاه‌ات را مورد رحمت قرار بده که اگر ندهی گمراهیمان از این هم بیشتر خواهد شد و عقلمان ضایع گردد

خداوندا شاید حکام و قاضیان در احکام خود ظلم نموده‌اند بحق کسانی که حق‌شان پایمال گریده و از درخواست آن چشم پوشیده‌اند و باز دچار گناهی دیگر شده‌اند بر ما رحم کنم و به تظلم خواهی آنها توان عطاء فرما و ما روسیاهان بدرگاهت آمده را عف فرما

یا رب بر محمد و آل او صلوات می‌خواهیم بفرستیم همانطور که شایسته آنهاست ولی نمی‌توانیم بر همین سلامی که الکن است خود توانایی عطاء کن و آنرا بی‌نقص گردان

که دعایمان بدون این صلوات ابتر نماند

ای بی‌نیاز بر ما نیازمندان پُرو لطف کن و توبه ما را بپذیر و برای تمام نکرده‌هایمان چشم پوش و بر بدکرداریمان عذر بپذیر و باران رحمت‌ات را نازل فرما که امروز از دیروز و دیروز از روز قبلش و امسال از سال قبل و سالقبل  از سالهای قبل‌اش به آن نیازمندتر هستیم

خدایا! ما برای اینکه نشان دهیم لطفت‌ات را فراموش نمی‌کنیم اینجا جمع شده‌ایم، بلکه جمع شده‌ایم که بگویم لطفت را فراموش کرده‌ایم پس مجازات ما را بردار که به رحمت‌ات بیش از پیش و بیشتر از پیش نیازمندیم.

پروردگارا! آیا بر بنده‌ای که آشکارا تو را می‌خواند و بر گناه خود معترف است رحم نمی‌کنی؟ من اطمینان دارم که رحم خواهی نمود.

آیا اشتباهات ما بسیار تکرار شده است و باز هم قرار است تکرار شود خب معلوم است ما انسان خطا کاریم و بر این خطای خود واقف چه کنیم در کنار همه هوش و عقل و اندیشه مان زیادی حوس و شهوت داریم و دنیاگرا و مالپرست هستیم بر این کم خردی ما خرده مگیر

اللها! بر همه خردی ما و تمنای کبرما عیب مخواه و راه راست را خود بر ما آشکار کن

تا بتوانیم واقعیت را از غیر آن و حق را از ناحق تشخیص دهیم

و بدینوسیله بتوانیم راه را پیدا کنیم و بپی‌مایم

خدایا تو که بر تضرع کنندکان خشم نمی‌گیری پس من امروز برای تضرع آمدم و طلب باران رحمت دارم اگر بد تضرع کرده‌ام خود آنرا اصلاح فرما و رحمت خود را نازل کن!

از امامان معصوم توست که اگر بندگان توبه کنند تو برکت را و رحمت و نعمت خود را بر آنها باز می‌فرستی و ما امروز برای توبه آمده‌ایم اگر رحم نکنی ما بر توبه خود شک داریم نه رحمت بی‌منهای تو ولی می‌دانیم که توبه همان اظهار پشیمانی است پس بر درگاه‌ات می‌آوریم که ما گناه کار هستیم و استغفار از آن می‌کنیم که تو غفارالذنوبی

پس توبه ما را خواهی پذیرفت و بر گناه ما چشم خواهی بست و بر کودکان ما رحم و باران رحمت‌ات را خواهی فرستاد

خدایا بر ما رحم نکنی حق داری اما حیوانات بیابان تو چرا؟

پروردگارا ! اگر باران رحمت‌ات را بر ما نفرستی حق با توست ولی پرندگان و چرندگان و چهارپایان و موجودات زنده و بی جان و .... را بدون رحمت و باران رها نفرما!

خدایا ما در بازار بر سر هم کلاه می‌گذاریم و بر ترازوی حق استوار نیستیم و بر حق خود رضا نداریم ولی تو ما را ببخش

ای ایزد ما ! ما در کارمان کم می‌گذاریم در قضاوت یکطرفه می‌رویم در حق دیگران متجاوزیم و از چراغ قرمز چهار راه و زندگی عبور می‌کنیم ولی نگاهمان به رحمت توست.

زکات مالمان را نمی‌دهیم و توقع بی‌جا داریم خدایا گشایش کن که از این گردنه‌ها صحیح بگذریم و چشم‌مان را مال دنیا نگیرد و دست بخشش‌مان باز شود و فقرا را در سفره خود شریک کنیم

خمس مالمان را بپردازیم و بر یتیمان ترحم و دیگران را فراموش نکینم

حق را پاس بداریم و از تظاهر به حق و درستی بسیار بپرهیزیم.

حقا ما را نگهدار باش و سفره نعمت و برکت‌ات را بر ما بگستران و نزول رحمت و باران را بر ما ازدیات بخش.


نویسنده: علی علی اکبری - یکشنبه ٤ دی ،۱۳٩٠

یا رحیم

آنقدر خشکی و کم بارانی بر استان کرمان غلبه نمود که قرار شد روز دوشنبه نماز باران در تمام شهرها و روستاها خوانده شود. در انار هم نماز باران روز دوشنبه 5 دی 1390 خوانده خواهد شد چون روز شنبه تا دوشنبه بهتر است که روزه گرفته شود و سپس دست بدعا برداریم متن زیر به همین مناسبت قلمی می‌گردد در ضمن نماز باران در امین شهر نیز در دشت خوانده هواهد شد امید که همه با شرکت در آن و با حالت تضرع و استغاثه و استغفار بدرگاه خداوند التماس نمایند و باران ببارد چون در سال جدید هیچ بارانی در شهرمان دیده نشده است با اینکه استانهای دیگر باران کافی بایده است.

خدایا تو رحیم و بخشنده هستی

خداوندا تو مهربانترینی برای همه

ایزدا تو سرشار از لطف و عنایت هستی برای همه بندگانت

ای رب العامین تو خالقی و بی نیاز از همه چیز

ای رحمت بی پایان

ای خالق بی همتا

از عزت دهنده هر معزی

ای ستار هر عیب

ای که هر جنبنده‌ای در جنبش‌اش تجلی از توست و هر ساکن در سکونش پیدای تو

وقتی که همه دستشان از کمک کوتاه شود آنوقت به کوچکی و حقارت خود واقف و به عظمت‌ات معترف

ما امروز آماده‌ایم که اعتراف کنیم به ناتوانیمان به نیازمان به نقصمان و به نداریمان

ما امروز آمده‌ایم که بگوییم بدکار هستیم و پر از خطا و گناه

ما امروز جمع شده‌ایم که بر بی شرمی خود در برابرت عذر بخواهیم

امروز تجمع می‌کنیم برای تمام غرورهای گذشته خود و بی‌اعتنایی‌هایمان بگوییم که بی‌تو نیستیم

بدون رحمت تو رگ حیاتمان بسته است

اگر نعمتهایت را نشمرده‌ایم برای اینکه در خودمان غرق شده بودیم

اگر مهربانیت نبود بارها در غلطیده و شکسته بودیم

هرچند که هنوز هستیم

ولی ملتمس درگاهیم

برای نیازی بزرگ آمده‌ایم

باز هم بی‌شرمی می‌کنی ولی خودت به عظمت‌ات ببخش که اگر نبخشی ناتوان از عذر آن هستیم

آنچه را که که کرده‌ایم خود می‌دانیم که جز خطا و سهو نبوده

و آنچه گفته‌ایم پر از بی‌مغزی و بی‌فکری بوده

امروز هم آماده‌ایم که بگویم توبه

نمی‌دانم چه بگویم ، این هم باید از مرحمت خودت باشد که استغفرالله بگویم

اما اگر نعمت زبان نباشد باز ناتوان از گفتن همین هم هستیم

می‌آیم بسویت ولی تو باید بخواهی و اراده کنی که ما ناتوان از همین آمدنیم

الهی به عظمت‌ات ما را ببخش

یا رب بر ما باز هم مهربانی نما

حق را چراغ راهمان قرار بده

از اشتباهات و خطاهای زیادمان بگذر

همانطور که از پیشینیان توبه کارمان درگذشتی

لطف خودت را شامل حال ما کن هرچند که ما لایق آن نیستیم

در جمع خود کودکان معصومی را آورده‌ایم که بگویم آنها از خطای ماست که  محروم شده‌اند بر گناه ما بی‌گناهان را محروم مکن و بخاطر بی‌گناهان از گناهان ما درگذر

ما حیواناتی را در دشت و صحرا می‌بینیم که از تشنگی بر ما لعنت می‌گویند حق با آنهاست به حق خودت تشنگی آنها را برای خطای ما ادامه نده

آن گناهانی که راه رحمت‌ات را مسدود و مانع بالا آمدن استغاثه ما شده است را ببخش که بخشنده‌تر از تو را سراغ نداریم و گداتر از خود کسی را سراغ

بحق پیامبرت(ص) و بحق خاندان او ما را شامل رحمت‌ات فرما

و به حق همه صالحان بر کوتاهی ما قلم عف بکش

تا نزول رحمت‌ات را شاهد باشیم آیا شود که چشمان گنه کارمان رحمت‌ بی انتهایت را ببیند این ندیدن هم تقصیر قلب‌مان است پس زیاهی آنرا با نور خودت برطرف کن

این بدکاران جمع شده بدرگاه‌ات را مورد رحمت قرار بده که اگر ندهی گمراهیمان از این هم بیشتر خواهد شد و عقلمان ضایع گردد

خداوندا شاید حکام و قاضیان در احکام خود ظلم نموده‌اند بحق کسانی که حق‌شان پایمال گریده و از درخواست آن چشم پوشیده‌اند و باز دچار گناهی دیگر شده‌اند بر ما رحم کنم و به تظلم خواهی آنها توان عطاء فرما و ما روسیاهان بدرگاهت آمده را عف فرما

یا رب بر محمد و آل او صلوات می‌خواهیم بفرستیم همانطور که شایسته آنهاست ولی نمی‌توانیم بر همین سلامی که الکن است خود توانایی عطاء کن و آنرا بی‌نقص گردان

که دعایمان بدون این صلوات ابتر نماند

ای بی‌نیاز بر ما نیازمندان پُرو لطف کن و توبه ما را بپذیر و برای تمام نکرده‌هایمان چشم پوش و بر بدکرداریمان عذر بپذیر و باران رحمت‌ات را نازل فرما که امروز از دیروز و دیروز از روز قبلش و امسال از سال قبل و سالقبل  از سالهای قبل‌اش به آن نیازمندتر هستیم

خدایا! ما برای اینکه نشان دهیم لطفت‌ات را فراموش نمی‌کنیم اینجا جمع شده‌ایم، بلکه جمع شده‌ایم که بگویم لطفت را فراموش کرده‌ایم پس مجازات ما را بردار که به رحمت‌ات بیش از پیش و بیشتر از پیش نیازمندیم.

پروردگارا! آیا بر بنده‌ای که آشکارا تو را می‌خواند و بر گناه خود معترف است رحم نمی‌کنی؟ من اطمینان دارم که رحم خواهی نمود.

آیا اشتباهات ما بسیار تکرار شده است و باز هم قرار است تکرار شود خب معلوم است ما انسان خطا کاریم و بر این خطای خود واقف چه کنیم در کنار همه هوش و عقل و اندیشه مان زیادی حوس و شهوت داریم و دنیاگرا و مالپرست هستیم بر این کم خردی ما خرده مگیر

اللها! بر همه خردی ما و تمنای کبرما عیب مخواه و راه راست را خود بر ما آشکار کن

تا بتوانیم واقعیت را از غیر آن و حق را از ناحق تشخیص دهیم

و بدینوسیله بتوانیم راه را پیدا کنیم و بپی‌مایم

خدایا تو که بر تضرع کنندکان خشم نمی‌گیری پس من امروز برای تضرع آمدم و طلب باران رحمت دارم اگر بد تضرع کرده‌ام خود آنرا اصلاح فرما و رحمت خود را نازل کن!

از امامان معصوم توست که اگر بندگان توبه کنند تو برکت را و رحمت و نعمت خود را بر آنها باز می‌فرستی و ما امروز برای توبه آمده‌ایم اگر رحم نکنی ما بر توبه خود شک داریم نه رحمت بی‌منهای تو ولی می‌دانیم که توبه همان اظهار پشیمانی است پس بر درگاه‌ات می‌آوریم که ما گناه کار هستیم و استغفار از آن می‌کنیم که تو غفارالذنوبی

پس توبه ما را خواهی پذیرفت و بر گناه ما چشم خواهی بست و بر کودکان ما رحم و باران رحمت‌ات را خواهی فرستاد

خدایا بر ما رحم نکنی حق داری اما حیوانات بیابان تو چرا؟

پروردگارا ! اگر باران رحمت‌ات را بر ما نفرستی حق با توست ولی پرندگان و چرندگان و چهارپایان و موجودات زنده و بی جان و .... را بدون رحمت و باران رها نفرما!

خدایا ما در بازار بر سر هم کلاه می‌گذاریم و بر ترازوی حق استوار نیستیم و بر حق خود رضا نداریم ولی تو ما را ببخش

ای ایزد ما ! ما در کارمان کم می‌گذاریم در قضاوت یکطرفه می‌رویم در حق دیگران متجاوزیم و از چراغ قرمز چهار راه و زندگی عبور می‌کنیم ولی نگاهمان به رحمت توست.

زکات مالمان را نمی‌دهیم و توقع بی‌جا داریم خدایا گشایش کن که از این گردنه‌ها صحیح بگذریم و چشم‌مان را مال دنیا نگیرد و دست بخشش‌مان باز شود و فقرا را در سفره خود شریک کنیم

خمس مالمان را بپردازیم و بر یتیمان ترحم و دیگران را فراموش نکینم

حق را پاس بداریم و از تظاهر به حق و درستی بسیار بپرهیزیم.

حقا ما را نگهدار باش و سفره نعمت و برکت‌ات را بر ما بگستران و نزول رحمت و باران را بر ما ازدیات بخش.


نویسنده: علی علی اکبری - شنبه ٢٦ آذر ،۱۳٩٠

یا حق الیقین

از زمانی که در میدان تحریر مصر تجمعات بر ضد نامبارک شروع شد می‌رود که یکسال بشود.

و این یعنی اینکه بعضی از خواسته‌های انقلابیون ببار نشسته اما زمانی نگذشت که این خواسته بحق مردمی دیگر کشورهای عربی در دست خودکامکان را گرفت.

یکی از این کشورها بحرین بود همین بحرینی که زمان زیادی از جدا شدنش از ایران نمی‌گذرد(سال 1350 شمسی)برای غارت بیشتر باید دست یک اقلیت وهابی از آل سعود بنام آل خلیفه بی‌افتد

چون روباه پیر می‌خواست.بحرین

و شاه ایران هم آنرا بقول خودش عروس کرد.

و حالا مردم شیعه این کشور بدست حکام جایر و پلید دست نشانده انگلیسی کشته می‌شوند.

مردم هیچ حق انتخابی ندارند همانطور که می‌دانیم حق انتخاب و حقوق بشر از نظر غرب و روباه پیر یعنی تامین منافع آنها!

حق مردم بحرین در این میان یعنی فقط سکوت و دیدن چپاول کشورشان و منابع‌اشان بدست یک عهده وهابی که خود را حاکم مطلق این کشور بدانند.

دنیایی که در آن حق انتخاب حاکم وجود ندارد برای ما که هر سال انتخابات داریم تقریباً بعید بنظر می‌آید

ولی این یک امر محال نیست و امروز وجود دارد و تعجب هم ندارد همه هم می‌دانند که دنیایی وارونه ساخته شده است.

با شعارهای زیبای حقوق بشر،دمکراسی و.....

اما اینها جز یک پوسته و یک پوشش برای چپاول و برای فشار بر مخالفان و غیره چیزی نیست.

مردم بیدار شده عرب و غیر عرب دهان باز کرده‌اند و حق انتخاب را مطالبه می‌کنند

اما حکام دستنشانده غربی گلوله و گاز فلفل و اشک‌آور و خفه کننده تقدیم می‌کنند

جزیره دیگر نمی‌تواند با این حکام بسر کند

چه یمن و چه بحرین

حکام باید برای خود فکری کنند.

هنوز خبر شهادت کودک 5 روزه منتشر نشده که حمد آل خلیفه با کامرون در کاخ های بریتانیا دست در دست هم برای فروش سلاح ضد شورش و کشتار بی‌گناهان قرارداد می‌بندند آیا این حرکتها و این خنده‌ها می‌تواند سلاطین مستبد را نجات دهد.

بنظر من حاکمی که خون مظلوم حق طلبی را بزمین بریزد ادامه نمی‌یابد هرچند که بخندد و قرارداد و پیمان با شیطان ببند.

حقی که امروز در بحرین مطالبه می‌شود همان حقی است که مردم ایران در سال1357 مطالبه کرد و به آن رسید

و بحرینی‌ها هم بزودی به آن خواهند رسید

مردم بحرین هم باید متوجه باشند که نتیجه مبارزه آنها دست‌یافتنی است و هرچه گرانتز بدست آید سخت‌تر از دست می‌رود.

همانطور که در مصر زود بدست آمد ولی هنوز تا رسیدن به حق باید با یک عده دیگر از مستبدین مبارزه کنند هنوز برای دسترسی به حق خود باید برگردند به میدان تحریر و حق خود را و سرنوشت خود را درخواست کنند.

روزی که فجری از سپیده بدمد و دیوی دیگر سرنگون شود دیری نخواهد پایید اانشاءالله.

خداوندا!  ظالمان حاکم بخصوص آل سعود و آل خلیفه و علی عبدالله صالح را هر چه زودتر نابود

و پشتیبانان آنها بخصوص اسرائیل و غرب را در مشکلات خود آفریده فرو ببرد

آمین یا رب‌العالمین

مطالب قدیمی تر »
علی علی اکبری
فرزند این خاکم. و دوست می‌دارم آنرا. و افتخار می‌کنم به این دوست داشتن.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :

تور